محمد على آزاد كشميرى
187
نجوم السماء في تراجم العلماء ( فارسي )
به تعليم نمود و در عرض يك سال كمابيش ختم قرآن نموده سوادخوانى و خطى به هم رساند و به خواندن صرف و نحو مشغول شد . شوقى مفرط او را به تحصيل علوم دست داد كه به آن صغر سن به نحوى كه شيوهء اطفال است هرگز با همسنان خود التفات نكردى و اوقات شبانهروزى را به مباحثه و مذاكره صرف نمودى تا به سن هشتسالگى ، مقدمات را طى نموده قوتى در مطالعه به هم رساند . در آن سن از جزاير به طلب علم و كسب فضائل روانهء دار العمل شيراز گرديد و در آن بلدهء فاخره كه دار الفضل است از خدمات شاه ابو الولى و ميرزا ابراهيم خلف مولانا صدراى مشهور ، و شيخ جعفر خلف شيخ كمال بحرانى ، و شيخ صالح بن عبد الكريم و سيد اجل سيد هاشم و شيخ عبد على حويزاوى كه هريك از آنها نادرهء روزگار و از غايت اشتهار بىنياز از اظهار است مدت نه سال استفاده نموده به درجهء كمال رسيد و اجازه به خط شريف هريك حاصل نموده صيت فضيلتش بلندآوازه گرديد . پس از آنجا عود به جزاير نموده صبيهء عم عالىمقدارش را كه نامزد او بود در سلك ازدواج كشيد و يك سال در آنجا مانده روانهء اصفهان گرديد . و در آن زمان كه بهار اعصار و خرمى روزگار بود آنقدر از مجتهدين و افاضل و مستعدان در آن مصر اعظم مجتمع بودند كه اگر احصاى آنها رود به طول انجامد . در مجالس مناظرات و محافل عظيمه شصت نفر مجتهد جامعالشرائط افادهفرما بودند كه هريك علامهء دوران و نادرهء زمان بودند و در به هم رسيدن يكى مثل آنها ، شهور و اعوام مىبايد منقضى گردد تا از كتم عدم به وجود آيد . آن برگزيدهء ذوالجلال مدت هشت سال در آن بلدهء مينومثال در خدمت فيلسوف اعظم ، رئيس العلماء ، آقا حسين خوانسارى ، و خاتم المجتهدين مولانا محمد باقر خراسانى ، و عارف ربانى مولانا محمد محسن كاشانى ، و شيخ المحدثين مولانا محمد باقر مجلسى ، و سيد ميرزاى جزايرى - رحمهم اللّه - تلمذ نموده و هؤلاء فضلهم و شرفهم اجل من ان يذكر و اعظم من ان يسطر ، مرتبهء تبحر هريك از اين اعاظم كالنور فى الظلم و النار على العلم بر عالم و عالميان مسلم البرهان و بىنياز از توصيف و بيان است . و سيد بزرگوار ، سرآمد آن علماى اعلام و افضل آن اذكياى عالىمقام گرديد و در تأليف بحار الانوار ، آخوند مجلسى را مددكار و اكثرى از مجلدات آن كتاب ، تصحيحكردهء آن بزرگوار است و همگى ، رد و قبول آن را مقبول و مسلم مىداشتند . بالجمله پايهء فضل و رتبهء كمال آن مرجع انام از آن برتر است كه زبان كليل قلم از علو آن حكايت تواند نمود . . . اكثرى از كتب مطوله را مانند قاموس اللغة و كتب اربعهء حديث و تفسير بيضاوى و غيرها در بدايت تحصيل به خط خود كتابت فرموده و بهقدر چهار پنج هزار جلد كتب علمى كه در كتبخانه جمع داشتند كتابى نيست كه حواشى و تعليقات به خط مبارك ايشان نداشته باشد يا به تصحيح او نرسيده باشد . به نحوى كه گذشت بعد از آنكه در اصفهان از علماى اعلام تكميل نموده هريك اجازهء عامه به او دادند عود به جزاير نمود و انجمنآراى بزم افادت و ارشاد بود تا در سنهء يكهزار و هفتاد و نه ( 1079 )